تبلیغات اینترنتیclose
ς੭عاشقانهς੭
ς੭عاشقانهς੭

شبها سردند حتی با داغی غم تو خوابم نمیبرد,به همه چیز فکر کرده ام


 ,بیشتر به تو....!!میدانم که خوابی و قبل از بسته شدن چشمهایت به همه


 چیز فکر کرده ای جز من...

65575893621807295022.jpg

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:59 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

دختر نابینائی بود ک هیچ دوستی نداشت جز ی پسر ک عاشق دختر بود و

 دختر همیشه ب پسر میگفت کاش میتونستم ببینمت تا با هم ازدواج کنیم

ی روز بلاخره ی قرنیه برای پیوند به دختر پیدا شد دختر بینائیش رو بدست

 و آورد وقتی پسر رو دید با تعجب فهمید ک او نابیناست


پسر گفت حالا که میتونی ببینیم باهام ازدواج میکنی؟


دختر گفت تو نابینائی ما نمیتونیم باهم زندگی کنیم ما باهم خوشحال

 نمیمونیم من بینائم و تو نابینا,نمیشه

با اشکی تو چشماش و لبخندی رو لباش پسر گفت: پس خداحافظ مراقب


 خودت و چشمام باش

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:59 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری

 هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و

 گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد.حال دختر خوب نبود.نیازفوری

 به قلب داشت.از پسر خبری نبود.دختر با خودش می گفت:میدونی که من

 هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی.ولی

 این بود اون حرفات.حتی برای دیدنم هم نیومدی.شاید من دیگه هیچوقت

 زنده نباشم.آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید...

چشمانش را باز کرد.دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟

دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید

 استراحت کنید.درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و

 درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم

 ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که

 قلبمو بهت بدم.پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم.امیدوارم عملت

 موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود.اون قلبشو به دختر داده بود.


آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد.و به


 خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم.

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:58 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

پسری دختر زیبایی را دید 


شیفته اش شد چند ساعتی تو خیابون قدم میزدن


که یهو یه بنز گرون قیمت جلوی پاشون ترمز زد


دختره به پسره گفت خوش گذشت ولی


نمی تونم همیشه پیاده راه برم بای!!!!


نشست تو ماشین .راننده بهش گفت 


ببخشید برید پایین من راننده این اقا هستم.....

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:53 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

دختر نابینائی بود ک هیچ دوستی نداشت جز ی پسر ک عاشق دختر بود و

 دختر همیشه ب پسر میگفت کاش میتونستم ببینمت تا با هم ازدواج کنیم

ی روز بلاخره ی قرنیه برای پیوند به دختر پیدا شد دختر بینائیش رو بدست

 و آورد وقتی پسر رو دید با تعجب فهمید ک او نابیناست


پسر گفت حالا که میتونی ببینیم باهام ازدواج میکنی؟


دختر گفت تو نابینائی ما نمیتونیم باهم زندگی کنیم ما باهم خوشحال

 نمیمونیم من بینائم و تو نابینا,نمیشه

با اشکی تو چشماش و لبخندی رو لباش پسر گفت: پس خداحافظ مراقب


 خودت و چشمام باش

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:52 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری

 هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و

 گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد.حال دختر خوب نبود.نیازفوری

 به قلب داشت.از پسر خبری نبود.دختر با خودش می گفت:میدونی که من

 هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی.ولی

 این بود اون حرفات.حتی برای دیدنم هم نیومدی.شاید من دیگه هیچوقت

 زنده نباشم.آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید...

چشمانش را باز کرد.دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟

دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید

 استراحت کنید.درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و

 درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم

 ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که

 قلبمو بهت بدم.پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم.امیدوارم عملت

 موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود.اون قلبشو به دختر داده بود.


آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد.و به


 خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم.

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:50 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

چوپان قصه ما دروغگو نبود ... او تنها بود و از فرط تنهایی


 فریاد گرگ سر میداد... اما هیچ کس نفهمید که او


 تنهاست و فقط گرگ تنهایی او را فهمید...

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:49 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

یرمردی از خروپف های همسرش خسته شده بود و هرچه


 ب او میگفت او زیر بار نمیرفت تا ان ک تصمیم گرفت یک


 شب صدای خروپف پیرزن را ضبط کند و صبح ب او نشان


 دهد اما صبح پیرزن دیگر مرده بود و از ان پس صدای


 خروپف ضبط شده شیرین ترین لالایی برای پیرمرد بود...

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:48 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

چقـدر دلم تمام شدن می خواهـد ...


از آن تـــــمام شدن هایــــی که بشــود نقــــطه سرِ خط ...


و آنگــاه دیکـته تمـام شـود !


و من دیگــر آغــــــــــــــــــــــاز نشــــوم ...

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:47 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

همیشه باید کسی باشد

تا بغض هایت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد...

جــزایــی بـالاتــر از ایــن نیسـت ، بـه كسـی كـه

قسمـت تــو نیسـت ، دلــــ ببنــدی .... !!!

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:46 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

168.jpg

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:33 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |


196.jpg
 
 

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:31 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

 

190.jpg

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:25 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

172.jpg

 

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:23 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

عشقت باید تو بغلت باشه

محکم تو سینه خودت فشارش بدی

تا نفسش بند بیاد

جیغ بکشه

دور... خودت بچرخی و بچرخونیش

این قدر بچرخی ... این قدر بچرخونی ...

بچرخی ... بچرخونی ... بچرخی ... بچرخونی ...

تا سر هر دوتانو گیج بره پهن شید رو زمین

بعد چشماتونو ببندید

دنیا دور سرتون بچرخه ... بچرخه ... بچرخه ...

بعد خوشحال باشی که

چقدر زورتون زیاده که تونستین دنیا به این بزرگی رو


 بچرخونین


دو نفری..!

da4b586d775cf91977c4e97f40659d03-425.jpg

 


نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:20 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

اگه به یــــــه نفر قول دادے باهــــــاش بمونے ... 

            دیگه حق ندارے چراغ امیــــــد دلشو

 خــــــاموش کنے ... رو حرفــــــت باش و عاشقش

 بــــــاش... مطمــــــئن باش دنیــــــاشو به پات

 میــــــریزه...

نایت نما20.jpg

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:17 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

בلـَمـ یـکـ تـَصـادُفـ جـבے مے خواهـב!


پُـر سـر و صــבا،


آمبـولانـس هـآ سـَراسیـمـﮧ شـونـב و


کــار اَز کــار بـــَــگـذَرَב!


کَم آوَرבه ام …!


خـבایـ ـا اَعـ ـصابٍ مَـטּ


فاحـ ــشـﮧ نـ ــیستـ ــ 


کـﮧ روز وَ شَـ ـب


مورב تَجـ ـاوز قـَ ـرارَش میـבهند...

1377270497_cute-couple-beautiful-hug-boy-girl-beauty.jpg

 

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:15 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |

چه نقاش ماهری است فکر و خیال 

 وقتی که دانه دانه موهایت را سفید میکند…

normal_عکس عاشقانه 69.jpg

 

نوشته شده در پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393ساعت 08:13 توسط ς੭МËĦЯÄЙς੭| |